ش توحيدي و در راستاي تعالي و مصالح خانواده باشد.
مبحث اول : مفاهيم
خانواده نهاد مقدسي است که در آن، پدر، مادر و فرزندان در کنار هم زندگي مي کنند. در اين ديدگاه خانواده بستري براي تکامل اعضاي آن محسوب مي شود، به اين شکل که افراد خانواده هم به حقوق فردي شان نائل شوند و به لحاظ فردي به تکامل برسند و هم به فکر تکامل ديگر اعضاي خانواده باشند. با توجه به اين مساله در اين مبحث در ابتدا به مفهوم شناسي نکاح و زوجيت پرداخته خواهد شد.

گفتار اول: مفهوم نکاح و اقسام آن
بند اول :مفهوم نکاح
نکاح مصدر ثلاثي و از ريشه نکح ،ينکح ،مي باشد.نكاح در اصل به معناي وَطْيْ (آميزش) است،که در مورد عقد ازدواج به مناسبت اين‌كه آن زمينه وطي ميباشند، استعمال مي‌شود. 1به نظر مي‌رسد منظور از عقد،نه‌ تنها صيغه بلكه مفهوم حاصل از آن يعني همان ازدواج است بنابراين نكاح را چنين تعريف مي‌كنيم:
“نكاح رابطه‌اي است حقوقي – اخلاقي كه به وسيله عقد بين زن ومرد حاصل مي‌شود وبه آن دو حق مي‌دهد كه با يكديگر زندگي كنند، مظهر بارز اين رابطه، حق تمتع جنسي است”. اين تعريف شامل هر دو قسم نكاح يعني دائم و موقت مي‌شود
صيغ? نكاح: نكاح از عقود به شمار رفته ودر آن ايجاب و قبول طرفين لازم است. فقهاي اسلام همه اتفاق نظر دارند كه در انجام عقد نكاح نه تنها وقوع ايجاب وقبول لفظي،ضروري است بلكه بدون آن رابطه زوجيت ايجاد نمي‌شود بنابراين نكاح معاطاتي، كه صرفاً به اعلام توافق طرفين بسنده مي‌شود، باطل است بلكه بايستي لفظ ايجاب وقبول هر چند به صورت غيرعربي بر زبان جاري شود اعتبار عربي بودن لفظ در صورتي است كه طرفين آشنايي به زبان عربي داشته باشنديا دسترسي به فردي داشته باشند كه بتواند عقد نكاح را به زبان عربي جاري كند.گر چه وکيل گرفتن وي از سوي طرفين ازدواج شرعا واجب نيست.
بند دوم:اقسام نكاح
ازدواج بر دو نوع است:
1.دائم
2.موقت
در ازدواج دائم پايان رابطه زوجيت مشخص نمي‌شود امّا در ازدواج موقت پايان آن معلوم شده است.
ازدواج دائم حقوق وتكاليفي را براي زن ومرد ايجاد مي‌كند امّا در ازدواج موقت،تمامي حقوق وتكاليف توافقي است كه در حين عقد مي‌توانند به‌عنوان شرط ضمن عقد مقرر نمايند، جز مهر كه در هر دو نوع ازدواج بر شوهر واجب مي‌شود.2
گفتار دوم:مفهوم خانواده
شايد به نظر برسد كه مفهوم “خانواده” از مفاهيمي بسيار روشن و همه فهم است، به گونه‏اي كه عامه مردم، اعم از كوچك و بزرگ و باسواد و بي‏سواد، همه آن را مي‏فهمند و نيازي به تعريف آن نيست، ولي آن‏قدرها ساده هم نيست. وقتي به منابع واژه‏شناسي مراجعه كنيم، مي‏بينيم تعاريف گوناگوني از آن شده و صاحب‏نظران بر اساس تخصص و نيازشان، هر كدام تعريفي از “خانواده” ارائه داده‏اند. برخي خانواده را يك سازمان اجتماعي دانسته، بعضي روابط خويشاوندي و همخوني را اساس تشكيل خانواده تلقّي كرده‏اند، عده‏اي ديگر عامل اقتصادي، و گروهي نيز عوامل رواني و جنسي را سبب پيدايش آن قلمداد كرده‏اند.3 به هر صورت، همان‏گونه كه از منابع ديگر هم برمي‏آيد، منظور از “خانواده” در اين گفتار، مجموعه‏اي از افرادي است كه يكجا در كنار هم زندگي مي‏كنند و معيار همزيستي و همبستگي آن‏ها دو چيز است: قرابت يا زوجيت.4 بنابراين، خانواده‏هاي والديني، تك والديني يا بدون والدين يا برادران و خواهراني كه با هم زندگي مي‏كنند نيز مشمول اين بحث خواهند بود.
اصطلاح خانواده گاه به گروهي از افرادي كه روابط ” زن وشوهري ” ، يا ” پدر ومادر -فرزندي ” ميانشان وجود دارد اطلاق مي شود وگاه مفهومي از يك گروه اجتماعي محدود را در بر دارد كه افرادش با روابط گوناگوني ، كه لزوماً روابط خويشاوندي نيست به يكديگر مر بوطند .
خانواده زن وشوهري يا هسته اي – شامل پدر و مادر و فرزندان – بر اساس ازدواج به وجود مي آيد و داراي و ظايف عاطفي ،مذهبي ،تربيتي ،جنسي و…است و مشخصه آن روابط ميان پدر و مادر ، والدين و فرزندان و خواهران و برادران است .5
خانواده به مفهوم محدود آن عبارت است از يك واحد اجتماعى، ناشى از ازدواج يك زن ويك مرد كه فرزندان پديد آمده از آنان خانواده را تكميل مى كند. تعريف ديگرى، خانواده را گروهى از افرادمى داند كه از راه خون ، زناشويي و يا فرزند پذيري با يكديگر ارتباط مي يابند و طي يك دوره ي زماني نامشخص ،باهم زندگي مي كنند.6 آنتوني گيدنز جامعه شناس انگليسي نيز خانواده را گروهي از افراد مي داند كه با ارتباطات خويشاوندي مستقيماً پيوند يافته اند،و اعضاي بزرگسال آن مسئوليت مراقبت از كودكان را برعهده دارند. پيوندهاي خويشاوندي ارتباطات ميان افراد است كه يا از طريق ازدواج برقرار گرديده اند ، يا از طريق تبار كه خويشاوندان خوني (مادران ، پدران ، فرزندان ديگر ، پدربزرگها و غيره )را با يكديگر مرتبط مي سازد. و ازدواج عبارت است از پيوند جنسي از نظر اجتماعي به رسميت شناخته شده و پسنديده بين دو نفر بزرگسال.7
اسلام خانواده را گروهى متشكل از افراد، داراى شخصيت مدنى، حقوقى و معنوى معرفى مى كند كه هسته اوليه آن را ازدواج مشروع زن و مردى تشكيل مى دهند و نكاح عقدى است كه براساس آن رابطه زوجيت بين زن و مرد برقرار مى شود و در آن طرفين داراى وظايف و حقوق جديد مى شوند. ارتباط خويشاوندى در سايه نكاح پديد مى آيد و اعضاى آن روابط قانونى، اخلاقى و عاطفى دارند.اساس تشكيل آن اين است كه زن و مردى مى كوشند اراده خود را بر تأسيس آن و قبول تكاليفى كه شرع براى آنها معين كرده است، محقق سازند. بر اين اساس خانواده يك تأسيس حقوقى به حساب خواهد آمد كه اعضاى آن با رشته خونى با هم پيوند پيدا مى كنند. جامعه شناسان خانواده را يك پديده تاريخى مى دانند كه از اجتماع كلى جدا نيست. واحدى است اجتماعى كه در عين حال خصايص يك نهاد و يك گروه را واجد است.
در اين قسمت در مورد حقوق خانواده نيز بايد توضيح داد که شاخه‌اى از حقوق مدنى كه به مقررات و قواعد شكل‌گيرى، تداوم و انحلال خانواده مي‌پردازد. در اين شاخه از حقوق، با در نظر گرفتن امورى چون مصالح اعضا و نهاد خانواده و كاركردهاى اين نهاد (مانند حفظ و بقاى نسل، تأمين نيازهاى عاطفى و روانىِ اعضا و برقرارى نظام مراقبتى و حمايتى از كودكان)، چگونگى روابط حقوقى اعضاى خانواده تبيين، و حقوق و تكاليف آنان نسبت به يكديگر مشخص مي‌شود.
اصل دهم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران خانواده را واحدِ بنيادىِ جامعه اسلامى خوانده است، اما نه در فقه و نه در قانون مدنى ايران براى خانواده تعريف روشنى ارائه نشده است. در عين حال، با توجه به قواعد و مقررات حقوق مدنى، مي‌توان آن را گروهى دانست كه اعضاى آن، به دليل قرابت يا زوجيت، همبستگى حقوقى و اجتماعى يافته‌اند. اين گروه شامل زن، شوهر و فرزندان آنها مي‌شود كه با رياست شوهر در كنار هم زندگى مي‌كنند.8
مبحث دوم:ابعاد خانواده در انديشه نظريه‏پردازان علوم انساني
خانواده جايگاه رفيع و بلندي در انظار انديشمندان جهان داشته است و آن را از جنبه‏هاي گوناگون مورد تجزيه و تحليل قرار داده‏اند. هر رشته از علوم انساني به فراخور نياز خود، به تكاپو در مسائل خانواده پرداخته و گوشه‏اي از امور مربوط به آن را بررسي كرده است. هرچند بررسي همه ابعاد خانواده از ديدگاه‏هاي مختلف كاري است بسيار گران و در اين مقال نمي‏گنجد، اما به برخي از جهات آن در انديشه‏هاي نظريه‏پردازان علوم انساني مي‏توان اشاره‏اي گذرا داشت:

گفتار اول: تاريخ
تمامي تاريخ‏نگاران و سيره‏نويسان بر اين باورند كه خانواده كهن‏ترين گروهي است كه به اقتضاي نياز طبيعي، عاطفي و اجتماعي بشر شكل گرفته و سابقه‏اي به درازاي سابقه زيست بشر بر روي زمين دارد؛ چرا كه انسان مدني‏الطبع است و ناگزير بايد در اجتماع زندگي كند؛ چون خداوند انسان را آفريد و ساختمان بدني او را به گونه‏اي شكل داد كه ضمن برخورداري از توانايي‏هاي گوناگون از نظر جسمي و عاطفي، همواره احساس نياز به ديگران در او زنده باشد. همين احساس دروني باعث مي‏شود كه اجتماع كوچكي به نام “خانواده” در عرصه زندگي شكل بگيرد و تعدادي از افراد ـ دست‏كم دو نفر ـ يك جا زندگي كنند؛ نيازهاي جسمي و رواني انسان در محيط خانواده تأمين مي‏شود و روح تعاون و همكاري ميان اعضاي آن در همان محيط به وجود مي‏آيد.
پس از تشكيل نخستين هسته خانواده در زمين، كه طبق متون ديني و تاريخي، شخصيت آدم و حوا بنيان‏گذار آن بودند، مراحل گوناگوني بر نهاد خانواده سپري شده و به موازات تحولات اجتماعي، دست‏خوش تغيير و تحول فراوان گشته است. دانش تاريخ عهده‏دار بررسي ابعاد خانواده و سير تكاملي آن است كه چگونه خانواده باديه‏نشين تبديل به شهرنشين شد، يا چه عواملي موجب گرديدند كه خانواده هسته‏اي جايگزين خانواده سنّتي گردد. به هر حال، سير تحولات خانواده از موضوعات مهم مطالعاتي در علم تاريخ است و بدين روي، تاريخ نويسان به بررسي آن مي‏پردازند.
گفتار دوم: جامعه‏شناسي
جامعه‏شناسان از ديرباز به تجزيه و تحليل خانواده پرداخته و آن را به عنوان يك نهاد اجتماعي همواره مطمح نظر داشته‏اند. خانواده از منظر جامعه‏شناسي، اساسي‏ترين نهاد اجتماعي است كه در شكل‏گيري ساختار كلان جامعه و افزايش بهره‏وري آن نقش بسزا دارد. چون بافت اجتماعي به نوعي تحت تأثير تحولات خانوادگي قرار دارد و هرگونه انحرافي در فضاي خانواده‏ها لزوما در جامعه منعكس مي‏شود. در مقابل، خانواده نيز در برابر تغييرات جامعه از خود واكنش نشان مي‏دهد. از اين‏رو، مي‏توان گفت: ميان خانواده و جامعه يك رابطه دو سويه برقرار است و هر كدام بر ديگري تأثير مي‏گذارد.
امروزه گرايشي در حوزه جامعه‏شناسي پديد آمده كه ابعاد خانواده و جنبه‏هاي گوناگون آن را مورد بررسي قرار مي‏دهد. اين گرايش با مطالعات جامعه‏شناسانه فرد ريك لوپلي (Freede Ric le Play) فرانسوي و ويلهم هايرنش ريل (Wilhelm Heinrich Riehl) آلماني پديد آمد و سپس با تحقيقات ساير جامعه‏شناسان مانند دوركيم (Emile Durkheim) و ماركس (Karl Marx) توسعه يافت و تكميل گرديد.9
از آن‏رو كه خانواده نقش عمده‏اي در تربيت نيروي فعّال جامعه دارد و مي‏تواند با افزايش بازدهي جامعه به توسعه اقتصادي و اجتماعي كمك كند، جامعه‏شناسان به بررسي مسائل مربوط به آن علاقه‏مند شده‏اند. رويكرد جامعه‏شناسي خانواده براساس نظريه “كاركردگرايي”10 ساختار خانواده، نقش هريك از اعضا، روابط ميان اعضا، جمعيت و شاخص‏هاي رشد يا كاهش آن، انواع خانواده از نوع گسترده و هسته‏اي، تأثيرات متقابل جامعه و خانواده و امثال آن را مورد مطالعه قرار مي‏دهد.11
گفتار سوم: حقوق
دانش حقوق يكي از دانش‏هاي علمي ـ كاربردي رايج و پر رونق در سراسر دنياست و به مسائل خانواده توجه جدّي نموده و آن را به عنوان يك نهاد مدني ـ حقوقي مورد تحقيق قرار داده است. حقوق‏دانان قوانين متعددي براي سامان‏دهي امور خانواده تدوين كرده‏اند تا در صورت لزوم، مورد اجرا قرار گيرند و احيانا از فروپاشي نظام خانواده جلوگيري نمايند. حقوق هر يك از اعضاي خانواده، ارث، نكاح، طلاق، نفقه اولاد و همسر از جمله موضوعاتي هستند كه از نظر حقوقي مورد رسيدگي قرار مي‏گيرند.12 حقوق بيش از ديگر حوزه‏هاي علوم انساني كاربرد دارد و با زندگي عملي مردم در ارتباط است. دادسراهاي عمومي و خصوصي و زير مجموعه‏هاي آن از مراكزي هستند كه به اجراي عدالت در جامعه مي‏پردازند. دادگاه‏هاي ويژه دعاوي خانوادگي امروزه از ازدحام بيشتري برخوردارند و در آنجا قضات متعددي به حل و فصل مسائل خانوادگي مشغولند. در هر كشوري قوّه قضاييه با تلاش پيگير خود، مجري قانون در محيط اجتماعي و خانوادگي است. بدين روي، حقوق خانواده يكي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید