اين امر به گونه‏اي شيوع پيدا كرده كه موجب نگراني جدي خانواده‏ها را فراهم ساخته است. هر روز افراد بي‏بند و بار و عيّاش با زور و تزوير، دختران جوان را سوار ماشين نموده، مي‏برند و پس از مدتي در فاصله‏هاي بسيار دور از منزلشان رها مي‏كنند.21 زندگي در چنين جامعه‏اي چگونه ممكن است؟ امنيت ناموسي مهم‏تر از امنيت مالي و سياسي است. اگر زنان و دختران در كوچه و خيابان از دستبرد بيگانگان در امان نباشند، چگونه مي‏توان آرامش خانواده‏ها را تأمين كرد؟
4- شيوع بيماري‏هاي مسري
شيوع بيماري‏هاي مسري و غير مسري، قابل و غيرقابل درمان در اغلب كشورهاي غربي مانند بيماري ايدز، بيماري‏هاي مقاربتي امثال آن نتيجه آزادي جنسي است. اشاعه فحشا و رواج روزافزون فساد در ميان مردم سبب بروز بيماري‏هاي مقاربتي و سرايت آن‏ها به ديگران گشته است. به قرار برخي از گزارش‏ها، قريب 75% زنان و 55% جوانان آلوده در جامعه امريكا مبتلا به بيماري‏هاي مسري هستند.22
5- افزايش سقط جنين
تعداد زيادي از زنان و دختران در عين به كارگيري وسايل جلوگيري از بارداري ناخواسته، به صورت غير قانوني باردار مي‏شوند. چنين افرادي از يك سو، تحت فشار نزديكان خود قرار مي‏گيرند و از سوي ديگر، با عوارض ناخواسته بارداري مواجه مي‏شوند. از اين‏رو، براي رهايي از اين‏گونه فشارها اقدام به سقط جنين مي‏كنند. در امريكا، فرانسه و ديگر كشورهاي اروپايي براي سقط جنين مراكزي در نظر گرفته شده و يا در بيمارستان‏ها و درمانگاه‏ها به صورت رسمي اين كار انجام مي‏گيرد. طبق برخي از گزارش‏ها، با افزايش ميزان سقط جنين در غرب طي يك سال در امريكا، 55% از كل سقط جنين‏هاي صورت گرفته مربوط به زنان و 45% آن مربوط به دختران مجرّد بوده كه هنوز ازدواج نكرده‏اند.23
6-افزايش فرزندان نامشروع
با وجود پيشرفت ابزارهاي پيش‏گيري و درمان در غرب و استفاده زنان از آن‏ها، آمار توليد فرزندان نامشروع در جوامع غربي كم نيست. هر روز از كوچه‏ها و خيابان‏ها، راه‏روها، كارگاه‏ها، ايستگاه‏هاي قطار و ماشين، كنار سطل‏هاي زباله و دم در خانه‏ها نوزاداني پيدا مي‏شوند كه بدون پدر و مادر به حال خود رها گشته‏اند. بنا به گزارشي، در سال 1961 ميلادي در امريكا تعداد 400 هزار كودك سرراهي پيدا شدند كه فقط از دختران متولد شده بودند.24 اين رقم هر سال رو به افزايش است و هر روز بر تعداد فرزندان نامشروع افزوده مي‏شود.
ناگفته نماند كه آنچه ذكر شد، دورنماي اندكي از اوضاع خانواده در غرب است كه جز نام بي‏محتوايي از آن باقي نمانده و در حال انحلال كامل به سر مي‏برد. روند رو به افزايش جرم و جنايت در غرب مانند سقط جنين و سرقت، مهر و محبت را از جامعه زنان سلب كرده و آن‏ها را به انسان‏هايي بي‏رحم و قسيّ‏القلب مبدّل ساخته است كه كوچك‏ترين عاطفه‏اي در دل ندارند. جاي بسي شگفتي است كه برخي از زنان و دختران در جوامع اسلامي آرزوي آزادي غرب را در سر دارند و مي‏خواهند در مسير انحطاط و ابتذال مطلق غرب قرار گيرند! فرو رفتن در فرهنگ منحط غرب، به معناي جدايي از همه ارزش‏هاي ديني و مذهبي است كه نجات از آن بسيار دشوار است.
گفتار هشتم:خانواده در اسلام
نگرش اسلام به خانواده بر عكس مكاتب و ديدگاه‏هاي غير اسلامي، كه نگاهي تك‏بعدي است، بسيار عميق و همه‏جانبه است و تمام ابعاد آن از آغاز تا انتها، در همه مراحل مورد توجه بوده و در هر مورد دستورات لازم ارائه گرديده است. نحله‏هاي غير ديني، خانواده را از زاويه خاصي مورد توجه قرار مي‏دهند، به ويژه دانش‏هاي علمي امروز دانشگاه‏ها بر اساس نياز خود به تجزيه و تحليل خانواده مي‏پردازند و به ديگر ابعاد آن توجه چنداني ندارند، غافل از اينكه خانواده به عنوان يكي از بنيادي‏ترين نهادهاي اجتماعي، در تمامي عرصه‏هاي زندگي بشر حضور دارد و بايد به جوانب گوناگون آن پرداخت. به نظر مي‏رسد اين مسئله نقدي است بر همه دانش‏هاي علمي كه از آن‏ها نام برده شد.
اما اسلام ـ همان‏گونه كه گفته شد ـ نگاهي همه‏جانبه به نهاد خانواده دارد و آن را از زاويه‏هاي گوناگون مورد توجه قرار داده است. وقتي به متون اسلامي، بخصوص آيات و روايات مراجعه كنيم، در همه زمينه‏ها به دستوراتي برمي‏خوريم كه از همه جهات به تحكيم نهاد خانواده پرداخته است. قرآن كريم و احاديث اسلامي در مسائل اخلاقي، اجتماعي، تربيتي، روان‏شناختي و اقتصاديِ خانواده فراوان سخن گفته‏اند. اگر اين مضامين به صورت دقيق و تخصصي استخراج و با يافته‏هاي علوم جديد منطبق گردند، تحول عظيمي در دانش خانواده به وجود خواهد آمد.
آن‏قدر كه اسلام به تحكيم بنيان خانواده اهميت داده و در دستورات خود گام به گام آن را دنبال نموده است، مكتب‏هاي ديگر به استقرار خانواده بها نداده‏اند. اسلام پيش از همه، مي‏خواهد يك فضاي عاطفي و محبت‏آميز در محيط خانواده پديد آيد و روابط بين اعضاي آن بيش از پيش پايدار گردد.خانواده‏اي از منظر اسلام خوش‏بخت است كه دوستي، صداقت و وفاداري بر فضاي آن حاكم باشد؛ زيرا با اختلاف، بدبيني، و خودمحوري، شيرازه خانواده از هم مي‏پاشد. خداي متعال ايجاد محبت و همدلي بين زن و شوهر را از نشانه‏هاي خود دانسته، مي‏فرمايد: “وَ مِن آياتِه أن خَلَق لكم مِن انفسكم اَزواجا لِتسكُنوا اِليها و جَعَل بَينكُم مَوّدةً و رَحمةً”25 يكي از نشانه‏هاي خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد تا در كنارشان بياراميد و ميان شما و همسرانتان مودّت و رحمت برقرار ساخت.
براساس بينش اسلامي، پيوند ميان زن و مرد فراتر از يك غريزه بوده، منشأ فطري و الهي دارد كه ا ز سرشت آدمي ناشي مي‏شود. دستگاه عظيم خلقت چنان زوجين را به هم علاقه‏مند ساخته است كه حاضرند براي رفاه حال ديگري، رنج و زحمت را به جان خود بخرند تا همسر در آسايش زندگي كند. آفريدگار بشر كاري كرده است كه خودخواهي و تكروي در محيط خانواده به خدمت و همكاري تبديل شود. وقتي زن و مرد عقد همسري بستند و قرار گذاشتند كه يك عمر با هم زندگي كنند، خود به خود عواطف خاصي نسبت به يكديگر پيدا مي‏كنند. اين‏گونه روابط عاطفي بين آن دو، هم در تكوين و هم در تشريع موردنظر پروردگار است و هدف خداوند اين است كه بين زن و شوهر، مهر و محبت بر قرار باشد تا در كنار هم احساس امنيت و آرامش نمايند.26 از اين نظر، قوي‏ترين عامل دوام و رشد خانواده، “عاطفه” و محبت اعضاي آن به همديگر است و همه وظيفه دارند اين عامل را تقويت كنند؛ به ويژه مرد خانواده، كه سرپرستي اعضاي را به عهده دارد، بايد فضاي همدلي و همكاري را در محيط خانواده پديد آورد و اگر احيانا نارسايي يا كدورتي بين آن‏ها پديد آمد، بلافاصله به چاره و درمان آن بپردازد. به قول شهيد مطّهري، اگر علاقه زن به شوهر از بين رفت، خانواده به صورت بيمار نيمه جان در مي‏آيد و اگر علاقه شوهر به زن خاموش شد، مرگ حيات خانوادگي فرامي‏رسد.27
مبحث سوم: شناسايي حقوق و وظايف متقابل زوجين در خانواده از ديدگاه فقهي
هرانساني از نظر جسمي از سازمانهاي گوناگوني بوجود آمده است ، نكته دقيق اينكه روابط بسيار نيكويي بين همه سازمانهاي موجود در بدن انسان حكمفرماست ، بطوريكه هر سازمان ضمن استقلال تام تابع مجموعه است و باتمام وجوداز حريم مجموعه دفاع مي كند .
تكروي وخودمداري در هيچ يك از سازمانها ي موجود ديده نمي شود وبر اثر همين وحدت وانسجام است كه تندرستي و سلامت بدني تاً مين مي شودبراي خانواده كه اولين مكتب تربيت اجتماع مي باشد اسلام راهنمائيهاي سودمندي دارد وقوانين ودستورات جالبي وضع كرده است .
اين دستورات حياتبخش ، نظم وآرامش خانواده را تامين مي كند ومحبت وصفا وسعادت و خوشبختي بوجود مي آورد . خانواده در مرحله اول از ” زن وشوهر” تشكيل مي شود و خوشبختانه اسلام براي محكم كردن ارتباط بين آنها توجه خاصي مبذول داشته است .
رسول خدا (ص) انسانها را همانند معادن معرفي كرده است . در فرازي فرموده اند : ” الناس معادن كمعادن الذهب و الضفعه”28 يعني انسانها معادني همانند معدن طلا ونقره هستند ، بديهي است اولين نكته اي كه از اين حديث مي توان استفاده كرد اينست كه : انسانها همه داراي ارزش مي باشند ، زيرا معدن ارزشمند است وهر شخص پايبند به شخصيت خود است و هرگز نبايدمورد تحقيرقرار گيرد روي اين اصل زن ومرد بايد حرمت همديگرراحفظ كنند وبا هوشياري كامل از ابراز هر كلمه اي كه باحرمت طرف مقابل مغايرت دارد جداً خودداري كنند و به خاطر داشته باشيم زخم شمشيرها به زودي التيام مي يابد ، ولي يك زخم زبان را نمي توان فراموش كرد .همچنين توجه داشته باشيم كه بي حرمتي تنها در انحصار كلمات و الفاظ نيست بلكه نوع برخوردها و چگونگي نفي واثبات ها ووضع چهره وقيافه نيز نقش بسزائي در حفظ وياپايمال كردن حرمت ديگران دارد ، به طور كلي در پرتو حفظ حرمت واحترام ، بسياري از مناقشات ودرگيريها خودبخود منتفي مي شود وصفا وصميميت خانوادگي استحكام بيشتري مي يابد .
گفتار اول:وظايف مرد
اسلام در خانواده براي هر يك از مرد وزن حقوق عادلانه ودوجانبه اي مقرر داشته وبااين روش ارتباط انساني بين زن ومرد رابابهترين راه وكاملترين شيوه به اتمام رسانيده است .حقوقي كه زن برمرد داردومرد بايد نسبت به آنها وفادار باشد عبارت است از : تامين لباس ـ خوراك ـ مسكن و … ، بطور كلي مطابق با شان وآبروي زن باشد .
از طرف ديگر ، اسلام مرد را تشويق مي كند كه با توسعه دادن وضع زندگي ، وسائل آسايش و آرامش زن را فراهم سازد .
پيامبر اكرم (ص ) فرموده اند : ” بهترين افراد در ميان شما كسي است كه با خانواده اش نيكوتر رفتار كند ، من از همه شما بيشتر به زن واهل خانه خود ، خوشرفتارم “
اولين وظيفه بزرگ مرد اين است كه : تا سر حد توانائي براي زن ، خوراك ، مسكن ،لباس و آنچه را كه مطابق با ميل و در حد شان و آبروي زن است ، تهيه كند .
رسول خدا (ص) مي فرمايد : “خوراك ولباس زن يطور معمول بر مرد واجب است”29
وظيفه دوم : با وجود قدرت و توانائي در تهيه وسايل وسعت وراحتي خانواده كوشش وسعي نمايد و تا حد امكان آنها را فراهم كند . امام صادق (ع) مي فرمايند : كسيكه براي تأمين وسائل زندگي خود كوشش و فعاليت مي كند مانند، سربازي است كه شمشير بدست گرفته ودر ميدان جنگ ، در راه خدا، جهاد مي نمايد.30 وظيفه سوم : مرد وظيفه دارد : زن را احترام كند به او حرف بد و زشت و ناسزا نگويد و به او ظلم و اذيت و آزار نرساند و نسبت به او بد گمان نباشد ، رسول خدا ( ص) در غير اعمال واجب ، مثل نماز و روزه ، كتك زدن زن را منع كرده است .31
وظيفه چهارم : وظيفة ديگر مرد اين است كه كارهاي خارج از قدرت و طاقت زن را به او واگذار نكند، امير المؤمنين (ع)به فرزند عزيزش امام مجتبي مي فرمود : ” كارهايي را كه خارج از طاقت وامور شخصي زن است به او واگذار مكن ، تا طراوتش بيشتر ، لطاوتش زيادتر و زيبائيش پايدارتر باشد ، زيرا زن شاخة گلي است و قهرمان وكار آزموده نيست كه طاقت كارهاي سنگين راداشته باشد ، با كارهاي طاقت فرسا ارزش وشأ ن اورا از بين نبريد.32
وظيفه پنجم : وظيفه ديگر مرد ، صبروبردباري در برابر اخلاق بد زن مي باشد ! رسول خدا فرمودند : ” كسيكه با بد اخلاقي زن خود بسازد ، براي هر نوبت صبر ، خداوند ” صبر ايوب ” را به او مي دهد ، وبراي هر روز وشب زن ،خداوند به اندازه اي ريگهاي ” عالج ” كه سرزمين ريگزاري است ، گناه مي دهد.33
وظيفه ششم : وظيفه ديگري كه مرد نسبت به زن دارد : بايد مرد خودرا نظيف وپكيزه گرداند ، زيرا كثيف بودن مرد ، اضافه بر اينكه براي زن ظلم است گاهي خطرهائي بوجود مي آيد و عفت زن جريحه دار مي شود ، امام رضا (ع) فرمود : “زينت كردن مرد ، خود را نظيف و آماده ساختن ، به پاكي و عفت زن كمك مي كند”

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید