مطالبه نمايد.78
بند چهارم: مطابق رسمي در ميان برخي از اقوام و عشيره هاي عرب استان خوزستان، هنگامي كه به يكي از بزرگان قوم و قبيله اي مصيبتي وارد مي شود، دختري جوان را به عنوان هديه براي عرض تسليت و كاهش غصه، به او هديه مي دهد.
بند پنجم: “نهوه” عبارت است از اينكه دختر عمو مكلف است با پسر عمو ازدواج كند و چنانچه او رضايت ندهد، دختر براي هميشه حق ازدواج ندارد. در برخي موارد پسر عمو، يك يا دو زن دارد، ولي علاقمند است كه دختر عموي خود را به عنوان همسر سوم يا چهارم خود انتخاب كند.79
در اين شرايط اگر دختران ، مخالف ازدواج با پسر عمو باشند و از دستور پسر عمو سرپيچي كنند با فرمان او در خانه پدري باقي مانده و تا پايان عمر حق ازدواج ندارند.
اين رسوم در گذشته رواج بيشتري داشت، البته اخيراً مواردي از سنت هاي غلط گزارش شده است؛ به طوري كه شماري از دختران تحصيل كرده و فرهيخته به جهت اين نوع ازدواج اجباري توسط والدين يا برادر خود در منزل حبس شده اند.80
بنابراين اگر فكر مي كنيد دوره ازدواج هاي تحميلي گذشته و ديگر كسي به اجبار سر سفر عقد نمي نشيند سخت در اشتباهيد اين ازدواج ها شايد در ظاهر كم شده باشند اما در اصل شكل اين اجبار ها تغيير كرده اما اصل اجبار همچنان پابرجاست.
مبحث دوم: شيوه هاي ازدواج هاي تحميلي
ازدواج هايي كه به طور ناخواسته بر فرد تحميل مي شود، به دو دسته تقسيم مي شوند: اول ازدواج تحميلي به شيوه مستقيم كه در اين فرايند يكي از اعضاي خانواده- به طور معمول والدين دختر را وادار به پذيرش ازدواج با مردي مي كنند كه دختر به زندگي مشترك با او راضي نيست غالباً انگيز ه هاي اقتصادي يا سياسي در اين نوع ازدواج ها موثر بوده است. دوم ازدواج اجباري كه به شيوه غير مستقيم بر فرد تحميل مي شود. اين گونه ازدواج ها زير فشار ساخت اجتماعي بر دختران جوان تحميل مي شود. در عصر حاضر، ازدواج هاي تحميلي به شيوه غير مستقيم شيوع زيادي يافته است و به گفته اي 95 درصد ازدواج ها در فرهنگ ما اجباري است.
گفتار اول: علل هاي مستقيم تاثير گذار در ازدواج تحميلي
شاخت زمينه ها و عوامل يك پديده، پيش بيني، برنامه ريزي و كنترل آن را تسهيل مي كند. امروز ديگر تبيين تك خطي از پديده ها كه همه حوادث اجتماعي را تنها به مدديك عامل تفسير و تبيين مي نمود، چندان جايگاهي در علوم ندارد و معمولاً تركيبي از چند عامل در تبيين يك پديده مطرح مي شود.
در پيدايي ازدواج اجباري به شيوه مستقيم نيز بسياري از عوامل فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي تاثير دارند كه در اين قسمت هر يك از عوامل به اجمال بررسي مي شود.
بند اول: عوامل فرهنگي
فرهنگ، در شكل دهي رفتارها و هنجارهاي اعضاي جامعه نقش تعيين كننده اي دارد، زيرا فرهنگ، كنشها و نقشهاي نهاد اجتماعي راباتوجه به موقعيتهاي اجتماعي، زيستي و اقليمي، تعريفوتعيينميكند.
شناخت و تصوير از يك پديده و نوع كاركردهاي آن در سيستم واجتماعي، يكي از مهمترين عوامل فرهنگي در بروز رفتار آدمي نسبت به آن پديده است.
امروزه با وجود فرصت هايي كه در اغلب جوامع براي زنان ايجاد شده است و آنان از شرايط و پايگاه خود در نظام اجتماعي آگاهي يافته اند، علاقمندند تا در سرنوشت خود دخالت نموده و در اين خصوص استقلال نظر داشته باشند، ليكن عده اي آن ورا از اين حق خدا دادي و طبيعي محروم مي سازند.
بي ترديد نگاه نادرست به زنان در جامعه، در شكل گيري ازدواج هاي اجباري موثر است.81
تفكر كالا پنداري زن و استفاده ابزاري از او موجب مي شود تا اراده، تصميم و تمايل زن در فرايند همسر گزيني ناديده انگاشته شود و مقاومت دختران براي ايفاي نقش در سرنوشت خود، نوعي گردن كشي و بي حرمتي نسبت به والدين تلقي گردد.
الف: نگرش ها و باورها
برخي از خانواده هايي كه دختر خود را بدون جلب رضايت به ازدواج مردي در مي آورند، بر اين پندار هستند كه زن، جنس درجه دومي است كه مي بايست پيوسته در همه چيز حتي تمايلات قلبي و روحي تابع مرد باشد و استقلال او در انتخاب و گزينش هايش، به ضرر او و خانواده اش خواهد بود. اين زعم ناآگاهانه، آنگاه اثر بخش خواهد شد كه مردي ثروتمند در سنين بالا، به خواستگاري دختر جواني مي رود كه او هيچ علاقه ويژه اي به آن مرد ندارد و آينده روشني را در زندگي مشترك با وي احساس نمي كند. در اين شرايط چنانچه دختر به درخواست ازدواج او پاسخ منفي بدهد، ديگران بر اساس تصوري نادرست، اظهار مي دارند كه لزومي ندارد در آغاز ازدواج، دختر به طرف مقابل علاقمند باشد و در جريان زندگي به همديگر علاقمند خواهند شد!
پندار جنس دومي زن، گاه به گونه اي ديگر به حذف تمايلات و آرزوهاي دختران دم بخت مي انجامد. به طور نمونه هنگامي كه دختر خواستكاران متعددي دارد و به هيچ يك پاسخ مثبت نمي دهد، برخي خانواده ها اصرار مي كنند كه بايد با فلان فرد ازدواج كند، زيرا اگر دختر آزاد گذاشته شود، از هر فردي ايراد مي گيرد و از زير بار ازدواج شانه خالي مي كند… 82
در برخي موارد نيز اين تفكر كه “بخت خوب، همان بخت اول مي باشد”، موجب شده است بسياري از دختران در سنين پايين و اغلب ناخواسته ازدواج نمايند.
اما بايد توجه داشت كه هيچ يك از بهانه هاي گذشته، نمي تواند مستمسكي براي تحميل اراده و تصميم ديگران در ازدواج دختر گردد، در اينجا منطقي ترين شيوه براي متقاعد ساختن دختران به ازدواج، ارائه مشاوره هاي علمي در خصوص شرايط و ملاك هاي همسر گزيني با والهام از الگوهاي ديني است و به جاي تحميل اراده به آنان مي بايست با واقع بيني تمام، شرايط اجتماعي و فرهنگي را تشريح كرد و دلسوزي پدران و مادران را به آنان گوشزد نمود و از سوي ديگر خانواده ها را با روحيات و اقتضائات جواني و استقلال خواهي دختران در گزينش همسر مناسب آشنا ساخت.
ب) آداب و رسوم
آداب و رسوم يكي از مهمترين عوامل اجتماعي است كه رفتار و عمل انسان ها را در يك جامعه شكل مي دهد و معمولاً با نوعي تقدس و احترام ويژه همراه است. در تعريف آداب و رسوم ذكر شده است كه آداب و رسوم هنجارهايي براي هشدار به مردمان است تا فعاليت هاي روزمره خود را بر روال عادي و مرسوم انجام دهند، زيرا رويگرداني از آن ها، موجب مخالفت و رد دائم ديگران مي شود.83 البته تمام آداب و رسوم يك جامعه را نمي توان به طور كامل پذيرفت، بلكه مي بايست آن ها را با معيار عقل، دين و علم محك زد و كاركرد و نقش آفريني آن ها را در سعادت و رفاه اجتماعي انسان مورد ارزيابي قرار داد، چنانچه رسوم اجتماعي با سه عامل گذشته مخالفتي نداشته باشند، مثبت تلقي مي شوند و در غير اين صورت، بي ارزش بوده و مي بايست آن ها را عليرغم تثبيت و استحكام در جامعه، حذف نمود.
آداب و رسوم طائفه اي در پاره اي از مناطق كشور، موجب بروز ازدواج تحميلي شده است. اين آداب و رسوم به قدري در روابط اجتماعي قوي و قدرتمند عمل مي كند كه گويي مفري از آن ها نيست و هر كه با آن ستيز كند از تمام امتيازات اجتماعي محروم مي شود.
مطابق رسم هديه و “نهوه” كه از سنت هايي كهن در برخي اقوام و عشيره هاي استان خوزستان است، پس از مرگ بزرگ خانواده و طائفه ، مراسمي در حضور شيخ قبيله انجام مي شود و يكي از افراد بزرگ خانواده نسبي متوفي، دختر خود را جهت تحكيم پيوند و تسلي خانواده متوفي به يكي از فرزندان متوفي هديه ميدهد و درمورد نهوه دخترعموها بدون اجازه پسر عموها حق ازدواج ندارند. دربرخي موارد پس عمو با دخترعمو همكفو نبوده و يا پسرعمو عليرغم داشتن دو يا سه زن، قصد ازدواج با دختر عمو را دارد…
هر چند اين رسوم مقداري كم رنگ شده است، اما به هر حال در روابط اجتماعي و خانوادگي آن طوائف به صورت يك واقعيت اجتماعي حضور دارد.
بند دوم: عوامل اقتصادي
بسياري از مردم چنين مي پندارند كه رمز رفاه و سعادت آنان در دستيابي به ثروت و پول بيشتر است و چنانچه معيشت آنان تامين گردد، ديگر در زندگي هيچ مشكلي نخواهند داشت، زيرا پول، حلال همه مشكلات است!! بر اساس همين باور غلط گاهي براي رهايي خود از زير بار فشارهاي اقتصادي، دختران جوان خود را به ازدواج با مردان مسن و پولدار مجبور مي كنند، معمولاً اين گونه ازدواج ها براي دختران جوان، خوش عاقبت نبوده و با بالا رفتن سن، مردان سالمند با سوء ظن و بدبيني شديد با همسر جوان خود رفتار مي كنند و پيوسته او را در معرض سوالات و بازخواست هاي مختلف قرار مي دهند.
از سوي ديگر فقر و نيازمندي اقتصادي خانواده ها در برخي مناطق، به ويژه مناطق مرزي موجب فروش دختران تحت عنوان ازدواج شده است. در حالي كه در اغلب موارد مردي كه اين دختر را با پرداخت پول به خانواده دختر، به عنوان همسر گرفته است، با تباني باندهاي فحشاي داخلي و خارجي، به سوي دنياي فساد و تباهي سوق مي دهد.
بند سوم: عوامل روانشناختي
يكي از مباحث اساسي كه روانشناسان از دير باز بدان توجه بسيار نموده و مباحث فراواني پيرامون آن مطرح كرده اند، “شخصيت” است كه نقش كليدي در تعيين رفتار آدمي دارد و پيوسته در تعامل با محيط اجتماعي قرار دارد. شخصيت، مجموعه صفات دروني، گرايش ها و بينش هاي نسبتاً ثابتي است كه متاثر از فطرت آدمي، محيط اجتماعي و ساير عوامل تاثير گار است.
بسياري از مردم به ويژه آنان كه تحت تاثير ساختارهاي اجتماعي سنتي قرار دارند، ميان شخصيت زن و مرد تفاوت عمده اي قائلند و معتقدند كه زنان در ابعاد روحي و شخصيتي معمولاً به سرعت تحت تاثير واكنش ها و سائقه هاي عاطفي قرار گرفته و نمي توانند بر اساس منطق و واقع بيني براي آينده خويش تصميمي اتخاذ نمايند و زن را “ضعيفه” خطاب مي كنند. اين پندار ضعيف انگاري شخصيت زن دستاويزي براي تحميل راي و نظر در مورد ازدواج دختران شده و برخي زنان را در جوامع سنتي، با نوعي تنگ نظري مواجه كرده است؛ البته اين بدان معنا نيست كه تفاوت هاي زنان و مردان در جنبه هاي عاطفي و خردورزي ناديده انگاشته شود، اما به هر حال نگرش تحقير آميز نسبت به شخصيت زن، در پاره اي موارد، مجوزي براي دخالت هاي بي مورد در حق تعيين سرنوشت زنان شده است.
بند چهارم: عوامل اجتماعي
الف- ساخت هاي پدرسالارانه
يكي از عوامل اجتماعي ازدواج هاي اجباري، ساخت هاي پدرسالارانه مي باشد، مقصود از ساخت رابطه نسبتاً پايدار ميان عناصر و اجزاي يك مجموعه مي باشد كه كليت آن مورد نظر است. از نظر “راد كليف براون” ساخت جامعه، شبكه اي از ارتباطات اجتماعي است كه وحدت آن ها در شبكه مستمري خلاصه مي شود كه پايگاه ها و نقش ها، محور اصلي آن را تشكيل مي دهند.84
پدرسالاري سلطه و تسلط مردان بر زنان در همه شئون اجتماعي است. اين مسئله در همه جوامع وجود داشته است، گر چه از نظر ميزان و ماهيت قدرتي كه مردان در مقايسه با زنان اعمال مي كنند، تفاوت هاي زيادي وجود دارد.85 در شبكه روابط اجتماعي، پدرسالاري به صورت روابط نسبتاً پايداري در آمده است و اين ساخت پدرسالارانه رفتارها و انتظارات ويژه اي را بر زنان تحميل مي كند، بسياري از مردان به مقتضاي اين سخت اجتماعي، تحميل اراده خود را در انتخاب همسر دختر يا خواهر خود، حق مسلم مي دانند و مخالفت با آن را “گستاخي دختران” تلقي مي كنند. اين ساخت علاوه بر استحكام در روابط اجتماعي بر ساختار ذهني بسياري از مردان سايه افكنده و جهان بيني مردسالارانه اي را در روابط اجتماعي با زنان القاء مي كند.
ب- منزلت اجتماعي
اعضاي جامعه در طبقات اجتماعي مختلفي قرار دارند. طبقات، موقعيت ها و امتيازات ويژه اي را براي اعضاي طبقه تعيين و تعريف مي كنند و معمولاً افراد با چهار

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید