خصیصه عامل دارد.مطالعه ی استعدادهای مرتبط با موفقیت شغلی ،یک جریان مداوم است.
اخیرا،شارف(2002)نقاط قوت و ضعف نظریه خصیصه کرده وبراین باور است که این نظریه بیش از آنکه رشدی باشد،آماری است.به علاوه محور این نظریه روی شناسایی صفات و عوامل فردی استوار است.ولی به ارزش ها،علایق،استعدادها،بهبود رشد و تغییرات شخصیت اهمیتی نمی دهد.نکته اصلی آن است که مراجع می تواند از طریق گفتگویی که جهت آن دائما به سمت صفات فردی و چگونگی اثر تغییراتئبر تصمیم گیری شغلی است،فوایدی را عاید خود کند.فرضیه ی بعدی رویکرد خصیصه عامل یعنی بررسی مشاغل،شائبه هایی را درباره ی این نظریه ایجاد می کند:1- برای هر کسی تنها یک هدف شغلی وجود دارد2-تصمیم گیری شغلی در وهله ی اول برمبنای توانایی های اندازه گیری شده است(هر،کرامر،نیلز،2004).
نظریه هالند
در این قسمت به نظریه هالند پرداخته می شود که در حقیقت این پژوهش بر مبنای نظریه هالند و تیپ های شخصیتی وی تدوین شده است و این نظریه سنگ بنای این پژوهش می باشد و براساس آنچه که وی از تاثیر خصوصیات شخصیتی و تیپ شخصیتی در انتخاب شغل و علایق شغلی مطرح نموده است،این پژوهش پایه ریزی گشته است.
مفاهیم بنیادی
نظریه انتخاب شغل هالند(1959)یکی از اولین نظریه های رشد شغلی است که یک چاچوب مفید و کارامد برای افراد فراهم می کند تا آنها خودشان را در یک مسیر و جریان استاندارد درک کنند و محیطی را که بیشترین تناسب را با تیپ های شخصیتی شان و دنیای کا دارد،انتخاب کنند.به هالند(1992)دو بعد وجود دارد که در درون فرد با هم تعامل دارند و آن دو شخصیت و محیط فرد
می باشند.افراد دونبال محیط هایی می گردند که بیشترین تجانس را با تیپ شخصیتی شان دارد.بنابراین مهارت ها،توانایی ها،نگرش ها و ارزش هایی را در خود پرورش می دهند که مورد تقاضای محیط آنهاست.
فلذا رفتار به عنوان تعامل بین شخصیت و محیط تعریف می شود(لانکاستر1،2006).نظریه ترجیح های شغلی هالند(1972،1985،1997) یک چاچوب قوی و توانمند را برای مطالعه تجربیات دانشگاهی و دانشجویان فراهم می کند.در این نظریه،هالند درباره ارتباط انتخاب های افراد با تیپ شخصیتی شان بحث می کند.نظریه هالند(1997)در طی سه دهه از یک توصیف کلی تیپ های ششگانه شخصیت و محیط های نظیر هر کدام از تیپ ها،به سمت یک چارچوب تجربی رشد و تحول یافته است و دارای سه مولفه می باشد که عبارتنند از :اشخاص ،محیط انها و تعامل بین اشخاص و محیط های آنها(پایک،2006).
هالند نظر به خود را برمبنای دو اصل مهم استوار نموده است:
1- انتخاب شغل و حرفه یا نوع شخصیت فرد بستگی دارد2- انتخاب شغل و حرفه رابطه مستقیمی با طرز تلقی و گرایش فرد دارد.هالند(1966)معتقد است بهترین روش برای پیش بینی شغل،پرسش از فرد در مورد ترجیح شغلی اوست(شفیع آبادی،1384).نظریه هالند در واقع بر این اصل استوار است که شغل وسیله ای برای ابراز شخصیت فرد است.به نظر او اعضای شاغل در یک شغل دارای شخصیت های مشابهی هستند و تاریخچه مشابهی نیز دارند(سوانسون و فئواد2،ترجمه موسوی،1381).
1-Lankaster 2-J.L Swanson & N.A.Fouad

نظریه هالند را می توان در چهار فرضیه کارامد و اساسی خلاصه نمود(سوانسون وفئواد ،ترجمه موسوی،1381).
هالند در فرضیه اول می گوید:بیشتر افراد را می توان به نسبت شباهت شان به یکی از تیپ های شش گانه شخصیتی ،توصیف کرد.این شش تیپ عبارتنند از:واقع گرا،جستجوگرا یا معنوی ،هنری،اجتماعی،متهورانه یا ماجراجو وقراردادی یا سنتی(اردبیلی،1378؛سوانسون و فئواد،ترجمه موسوی،1381؛شفیع آبادی،1384؛فورنهام،2001،لانکاستر،2006؛راکستون،2007).
ویژگی های هر یک از این تیپ ها در جدول زیر آمده است:
نوع تیپ خصوصیات شخصیتی
(R)واقع بین عملگرا،دارای پشتکار،دارای توانایی مکانیکی،متواضع
حل مسئله با ابزار و وسایل ماشینی،علاقه به کارهای فنی
توانمندی جسمانی.
(I)جستجوگر مستقل،درونگرا،خلاق،تحلیل گر،وظیفه محور،حل مشکلات از
طریق تفکر،کمرو،جمع آوری کننده و سازمان دهنده اطلاعات،محتاط.

(A)هنری خود ابرازگر،حساس،عاطفی،سنت گریز،تخیلی،خلاق،دارای مهارت ها
زبانی و کلامی طرفدارمحیط های بی ساختار،انعطاف پذیر.

(S)اجتماعی علاقمند به آسایش دیگران،مردم دار،دارای مهارت های بین
فردی و اجتماعی،مهارت در تدریس و راهنمایی کردن،
توانایی همدلی و درک دیگران.
(E)متهورانه یا ماجراجو جاه طلب،پرانرژی،جامعه پذیر،دارای مهارت های
رهبری و مهارت در فهالیت های رهبری ومهارت
در فعالیت های تجاری،حکومتی و سیاسی.
(C)قراردادی درستکار،دقیق،کنترل کننده،دارای پشتکار،توجه کننده
به جزییات،منظم،پیرو سنت ها و مقررات اجتماعی،کماگرا.
در دومین فرضیه هالند می گوید،افرادی که در مکانی جمع می شوند ،محیطی را ایجاد می کند که منعکس کننده تیپ شخصیتی آنهاست به همین مناسبت،او محیط ها را نیز همانند تیپ های شخصیتی به شش نوع طبقه بندی می کند .هر کدام از انواع شخصیت به محیطی نیاز دارد که موافق و سازگار با خصوصیات آن باشد و نهایت امکان رشد را برای آن نوع شخصیت فراهم آورد.به عبارت دیگر،هر فرد در جستجوی محیطی است که بتواند از مهارت ها و توانایی های خود حداکثر استفاده را بنماید و به موفقیت و نیز رضایت شغلی مورد قبولی نایل شود.سازش ها و هماهنگی بین نواع شخصیت و نوع محیط باعث سازگاری بیشتر با شغل و حرفه می گردد که به نوبه خود به رضایت شغلی منجر می شود.به گفته هالند چنین سازشی باعث باعث انتخاب شغل مناسب تر،پیشرفت شغلی مقبول تر،ثبات عاطفی و روانی بیشتر،فعالیت و خلاقیت بیشتر و رشد خصوصیات فردی می شود.از سوی دیگر،عدم سازگاری بین محیط و نوع شخصیت موجب نارضایتی تغییر شغل،عدم موفقیت،بی ثباتی عاطفی و روانی خواهد گردید(شفیع آبادی،1384).
سومین فرضیه نظریه هالند جور بودن شخص با محیط است.یعنی این که افراد در جستجوی محیط هایی هستند که به آنها اجازه می دهد تا مهارت ها و توانایی های خود را اجرا کنند و نگرش ها و ارزش هایشان را ابراز نمایند و این محیط ها مسائل مورد تایید و نقش های مطابق با آن ها واگذار می نمایند.
چهارمین فرضیه هالند شکل گیری رفتار در اثر تعامل بین شخصیت و محیط است بر همین اساس وی معتقد است که اگر ما تیپ شخصیتی و محیطی فرد را بدانیم،می توانیم از آن برای پیش بینی وضعیت فرد از نظر انتخاب شغل تصدی شغل،موفقیت شغلی و رضایت شغلی بهره بگیریم.در واقع،نظریه های جور بودن شخص با محیط مستلزم مکانیزمی برای روشن ساختن میزان جور بودن است و ویژگی نظریه هالند اینست که امکان توصیف چگونگی جور بودن افراد با محیط هایشان را فراهم سازد.
هالند(1997) علاوه بر این چهار فرضیه ،فرضیه های دیگری را تحت عنوان فرضیه های ثانوی پیشنهاد کرده است.این فرضیه ها راه های مشخص و قابل پیش بینی ارتباط و وابستگی تیپ ها را به یکدیگر تعیین می کند.برای این کار،شش تیپ شخصیتی در یک ساخت شش ضلعی قرار گرفته اند.تیپ های نزدیک به هم(آن هایی که در دو طرف یک ضلع قرار می گیرند)نسبت به سایر تیپ ها وجه اشتراک بیشتری با یکدیگر دارند.
ساخت شش ضلعی هالند در شکل زیر نشان داده شده است(موسوی و فواد،ترجمه موسوی،1381).

شکل1-2 ساخت شش ضلعی
جستجوگر واقع گر

قراردادی هنری

اجتماعی ماجراجو
هالند چهار ساختار را برای توصیف ارتباط بین تیپ های افراد و محیط هایشان فرض می کند که عبارتنند از :1- همخوانی1 2- تمایز2 3- همسانی3 4- هویت4(کرمی،1384).
1-همخوانی:اساسی ترین نقش را در نظریه هالند دارد که به جور بودن شخص با محیطش اشاره دارد.همخوانی با پیامدهای مهمی چون رضایت شغلی مربوط است.
2- تمایز:به میزان شناسایی علایق فرد مربوط می شود.زمانی که بین آنچه که فرد دوست دارد و آنچه دوست ندارد تفاوت روشنی برقرار باشد،نشان دهنده اینست که علایق فرد به خوبی از هم متمایز نشده اند.
. 1-congruence 2-DifferentiOn 3-consistency 4-Identity 5- Hollands vocational preference inventery

3- همسانی:نشانگر«همبستگی روانی»علایق فردی است.برای مثال در ترتیب شش ضلعی،فردی با علایق و هنری و جستجوگری همسان تر از فردی است که دارای علایق هنری و قراردادی است.
4- هویت:برآوردی از ثبات و وضوح هویت شخص،اهداف او،علایق او،استعدادهای او فراهم می آورد.در نظریه هالند از این چهار ساختار هم برای توصیف افراد و هم برای توصیف محیط شان استفاده می شود.هر چه میزان این ساختارها در فردی بالاتر باشد،فرد راضی تر و سازگارتر است.هالند با توجه به فرضیه های فوق در سال 1985 اقدام به تهیه پرسشنامه رجحان شغلی(VPI) 5 نمود.این پرسشنامه دارای 300 عنوان شغلی است که
ازمودنی باید علاقمندی یا بی علاقگی خود را نسبت به هر کدام از مشاغل بیان کند(کرمی،1382).
همچنانکه هالند(1959)نیز معتقد است افرادی که خودشناسی بهتر و بیشتری دارند در مقایسه با کسانی که خودشناسی انها کمتر است،انتخاب های بهتری را انجام خواهند داد.به نظر وی خودشناسی اطلاعات و دانشی است که فرد درباره خود دارد(شفیع آبادی،1384).
ارزشیابی نظریه هالند
نظریه هالند باعث انجام تحقیقات زیادی شده است و پژوهشگران بر تیپ های شخصیتی و همخوانی آنها با محیط و در نتیجه عملکرد فرد تمرکز کرده اند.به طور مثال اسپوکن1 (1985)،در حدود 63 مطالعه همبستگی را تلخیص نموده است که در مورد ارتباط شخصیت و محیط افراد بحث کرده اند و اینکه بسیاری از تحقیقات نشان داده اند که مدل هالند با بسیاری از متغیرها مانند:رضایت،عملکرد تحصیلی،پایداری اهداف دانشگاهی رابطه مثبت دارد(لانکاستر،2006).
در حالیکه هالند تیپ های شش گانه و محیطهای شش گانه و محیط های شش گانه متناسب با این تیپ ها را شرح می دهد و روی این موضوع تاکید دارد،بسیاری از مطالعات به سمت تاثیر ژنتیک در رشد علایق شغلی گرایش پیدا کرده اند،برخی یافته ها مربوط می شود به کارهای مولونی،بوچارد 2و سگال3(1991).این پژوهشگران دوقلوهای یک تخمکی و دو تخمکی را که جدا از هم تربیت یافته بوده اند،مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که حداقل 45 /0 از اختلاف بین رشد علایق شغلی دوقلوها ناشی از تاثیر ژنتیک می باشد،اگرچه شواهد نشان می دهد که محیط تاثیر بیشتری از ژنتیک در رشد علایق افراد دارد(گاسر4،2005).
واش و همکاران (1972)نکات مثبت و منفی نظریه هالند را به شرح زیر عنوان کرده اند(شفیع آبادی،1384).
نکات مثبت :
1- با گذشت زمان نظریه هالند با توجه به تحقیقات و اطلاعات بدست آمده تکامل پیدا کرده

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید