است.
2- تحقیقات انجام شده در مورد نظریه هالند انواع شخصیت و نیز انواع مدل های محیطی را که هالند متذکر شده تایید نموده اند.
3- سازگاری فرد با محیط به رضایت فردی و در نتیجه به رضایت شغلی می انجامد.
4- نظریه هالند تا حدود زیادی ساده و روشن بیان شده است.
5- نظریه برای توصیف رفتار،مبانی و مفاهیم ضروری را دربردارد.
6- نظریه هالند قابلیت تست پذیری را داراست و تاکنون مقدار بسیاری زیادی تحقیق را موجب گردیده است.
7- شواهد نشان می دهد که با توجه به خصیوصیات شخصیتی تا حدی می توان به پیش بینی شغلی فرد اقدام کرد.
1-spokane 2-Bouchard 3-Segal 4-Gaser
8- افراد به شدت می خواهند در محیط هایی مشغول شوند که سازگاربا خصوصیات آنها باشند.
محدویت ها(نکات منفی):
1- نظریه هالند جریان انتخاب شغل برای دانشجویان دوره های فوق لیسانس،افراد غیر دانشجو و افراد مسن را مشخص نمی کند.
2-هالند درباره تاثیر والدین و محیط خانواده در انتخاب شغل فرد نتایج قطعی و مسلمی را ارائه نمی دهند.ولی تحقیقات به طور کلی نشان می دهند که بین فرایند رشد شغلی و عوامل خانوادگی رابطه ای وجود دارد.
3- نظریه هالند به چگونگی تعییر جریان یادگیری انسان اشاره نمی کند.
4- نظریه با نحوه ی اشتغال زنان ارتباط چندانی ندارد و اکثر مشاغلی که در سیاهه ترجیح شغلی هالند بیان شده اند با مردان ارتباط پیدا می کنند.
5- هالند تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی را در رفتار،زیاد مورد توجه قرار نداده است.
6- نظریه هالند بر این پرسشنامه رغبت یا پرسشنامه های شخصیت یکسانند زیر بنا و اساس علمی ندارد.
نظریه هالند درباره رشد شخصیت و نقش آن در انتخاب شغل زیاد گویا و روشن نیست این یکی از مهم ترین انتقاداتی است که به نظریه هالند وارد شده است.زیرا بدون اطلاع کامل از جریان رشد شخصیت نمی توان شغل را براساس آن مورد مطالعه قرار داد.همچنین باید در مورد تاثیر در مورد تاثیر والدین در ایجاد شخصیت فرد مطالعات بیشتری به عمل آید(شفیع آبادی،1384).
اغلب مردم خردمند در این عقیده باهم مشترکند که اکثریت ما نیازمند درآمد برای ادامه حیات هستیم و دوست داریم که زندگانی خوبی داشته باشیم.تنها تنی چند،ممکن است شغلی رابپذیرند بی آنکه از حقوق آن آگاه باشند.ما توافق داریم که در آمدهای عالی پزشکان و درامدهای پایین کارکنان خدمات پزشکی می تواند ما را در تشریح و بیان این علت کمککنند که چرا حرفه پزشکی داوطلبان را برای قبول در دانشکده های پزشکی واپس می زند،لکن نومیدانه در مشاغل دیگر پزشکی به داوطلب گیری می پردازد.نیازمند به درامد،یکی از نیازمندهای اساسی است که آدمی به هنگام انتخاب شغل در نظر می گیرد(اردبیلی،1378).چیزی که در نظریه هالند به چشم نمی خورد و از این لحاظ چیزی برای گفتن ندارد.با توجه به آنچه در جامعه مشاهده می شود گرایش بیشتر نوجوانان و جوانان به مشاغلی است که از لحاظ درآمد در سطح بالایی هستند و یا لااقل از لحاظ اعتبار پذیرش اجتماعی در سطح بالایی قرار دارند و فرد یا انتخاب این مشاغل به وجهه مقبول اجتماعی دست می یابد مانند مشاغلی از قبیل:استاد دانشگاه،مهندسی و…
در واقع با کمبود فرصت های شغلی و افزایش فارغ التحصیلان و متقاضیان شغل،قرن حاضر،قرن شکار شغل است و شکار شغل مستلزم مسلح بودن به مهارت ها و فنون جدید و مورد نیاز شغل های پرطرفدار می باشد و واژه انتخاب شغل چندان کارایی ندارد.زیرا برای همه امکان اینکه خود را با مهارت ها و تخصص های فنی مجهز کنند وجود ندارد و اینان مجبورند شغلی را انتخاب کنند که هیچ تناسبی با ویژگی های شخصیتی آنها ندارد.و چه بسیارند فارغ التحصیلانی که در مشاغل سطح پایین کار می کنند که یا به تحصیلات خاصی نیاز ندارد یاشغل در راستای تحصیلات فرد نیست مثلا فردی که در رشته فیزیک فارغ التحصیل شده است به عنوان دفتردار کار می کند یا اگر خیلی تلاش کند بتواند به عنوان معلم ریاضی یا رشته ای دیگر که تخصص وی را لازم ندارد مشغول به کار شود.آنچه که برای اجرایی کردن نظریه هایی همچون نظریه هالند و دیگر نظزیه های شغلی لازم به نظر می رسد،افزایش فرصت های شغلی لازم به نظر می رسد،افزایش فرصت های شغلی و گماردن افراد در شغل هایی است که در آن مهارت لازم را دارند و همچنین باید پذیرش دانشجو در راستای نیاز صنعت و جامعه و بازار کار انجام گیرد.

کاربرد نظریه هالند
یکی از مهمترین کاربردهای نظریه هالند برای مشاوران ،طبقه بندی مشاغل است.مشاوران شغلی و حرفه ای می توانند با برسی افرادی که در موسسات متعدد کار می کنند به کسانی که می خواهند در آینده وارد این مشاغل شوند کمک نمایند.همچنین می توان این کاربردها را نیز اشاره کرد:
1- ارائه اطلاعات شغلی وحرفه ای به ساده ترین صورت ممکن به طوریکه عملا قابل استفاده و کاربرد باشد.
2- توصیف جریان انتخاب شغل وارتباط آن با نوع شخصیت فرد.
3- فراهم آوردن امکانات و فرصت هایی برای خودشناسی و شناخت نیازهای محیطی.
4- استفاده از تیپ های شش گانه در هدایت دانش آموزان دبیرستانی به رشته های مناسب.
5- جایابی مناسب برای افراد در قسمت های مختلف یک موسسه یا شرکت.
6- تهیه اطلاعات شغلی با استفاده از رغبت سنج هالن(شفیع آبادی،1384)
تیپ شناسی جان هالند
نظریه انتخاب حرفه ای هالند توسط جان هالند که یکی از گسترده ترین تحقیقات را انجام داده و نظریه های رشد حرفه ای را به کار برده است،گسترش یافته است.اساس این نظریه این است که عوامل شخصیتی ،زمینه انتخاب شغل و حرفه هستند.این اصل بیان می کند که افراد دیدگاه هایی که نسبت به خود و دنیای کار دارند را به موضوعات حرفه ای و تصمیم گیری های حرفه ای تعمیم می دهند؛به این صورت که رضایت آن ها از شغل شان،جهت یابی شخصی آن ها را بیان می کند این نظریه چند مفهوم از روانشناسی شخصیت را به هم مرتبط می سازد،که شامل سنجش نظریه ادراک خود و تصور قالب اجتماعی می شود.کاربرد نظریه هالند شامل سنجش افراد در دو یا سه موقعیت حساس انواع شخصیت و سپس تطبیق آن با جنبه های محیطی مشاغل می باشد.این نظریه پیش بینی می کند که درجه بالاتری از همخوانی بین افراد و ویژگی های محیطی به نتایج مثیت بهتری برای شغل که شامل رضایت شغلی،ماندگاری در شغل و پیشرفت می باشد،منجر می شود(گرین هاوس و کالانان،2006).
هالند در دست یابی به رضایت شغلی و ثبات بر اهمیت خودشناسی تاکید می کند.خودشناسی به نظر هالند عبارت از توانایی فرد برای شناسایی استعدادهای بالقوه در محیط های اجتماعی می باشد.یعنی خودشناسی عبارتست از دانش و اطلاعاتی که فرد درباره خود دارد.هالند تجربیات دوران خردسالی و نحوه تربیت کودکی و فشارهای اجتماعی را نیز در تعیین ترجیح ها و نوع شخصیت و خودشناسی فرد مهم می داند(شفیع آبادی،1384).
در نظریه هالند شناخت حرفه ای شناخت حرفه ای افراد از مشاغل مختلف به اندازه شناخت و آگاهی از خود دارای اهمیت است.هالند معتقد است قضاوت شغلی انتقادی1،تا حدی از اطلاعات حرفه ای آنان نشات می گیرد.اهمیت شناخت محیط های کاری حکایت از تاکید بر اهمیت شناخت و آگاهی از مشاغل در فرایند انتخاب شغل مناسب دارد.طبق نظریه هالند ،شناخت و آگاهی هم درباره محیط های حرفه ای و هم مطابق با سبک های فردی برای تصمیم گیری شغلی مناسب و صحیح ،لازم است.به صورت خلاصه می توان گفت که نظریه هالند بر خودشناسی و اطلاعات شغلی لازم برای تصمیم گیری تاکید دارد و این نظریه اثر قابل توجهی بر ارزیابی علایق و روش های مشاوره شغلی داشته است(زونکر2،2006؛ترجمه یوسفی و عابدی،1388).
نظریه هالند ،افراد و مشاغل را در شش نوع شخصیتی و محیطی طبقه بندی می کند.واقع گرایانه ،جستجوگری،هنری،اجتماعی،متهورانه و قراردادی جدول زیر نشان می دهد که چطور این شش نوع برای افراد و مشاغل کاربرد دارد(فار و شاتکین،2005).طبقه بندی هالند از شش نوع محیط شغلی در شکل 2-3 نشان داده شده است(گرین هاوس و کالانان3،2006).
1-Critical Career Judijment 2-zunker 3-G.Hous & kalanal

جستجوگرانه واقع گرایانه

هنری قراردادی

اجتماعی تهوری

الگوهای شخصیتی
CE –ES-SE-SA-AS-AI-IA-IR-RC-RI بالا
CI-CS-ER-EA-SC-SI-AE-AR-IC-IS-RE-RA متوسط
CA-EI-SR-AC-IE-RS پایین

شکل 2-2 ارتباط بین شش نوع شخصیت ومحیط شده توسط هالند(منبع شارف،1997)
شکل 2-1 نشان می دهد که چطور شش نوع شخصیت و محیط ،برای افراد ومشاغل کاربرد دارد
جدول2-1:کاربرد شش نوع شخصیت و محیط مطرح شده توسط هالند برای افراد و مشاغل(فار و شاتکین،2005).
چطور برای مشاغل کاربرد دارد
چطور برای افراد کاربرد دارد
نوع شخصیت
مشاغل واقع گرا اغلب درگیر کاربا فعالیت هایی هستند که شامل مشکلات و راه حل هایی دستی و عملی هستند.آن ها اغلب با دستگاه ها ،حیوانات و مواد واقعی دنیا شبیه چوب،ابزارها و ماشین ها سرکار دارند.بسیاری از مشاغل به کار بیرون نیاز دارید و به مقدار زیاد با تشریفات اداری یا کار نزدیک با دیگران سرکار ندارد.
شخصیت های واقع گرایانه علاقه دارند در فعالیتهای کار کنند که شامل راه حل ها و مشکلات بدنی و تمرینی باشد آن ها لذت می برند که با دستگاه ها،حیوانات و ماد جهان واقعی از قبیل چوب،ابزارها وماشین ها درگیر شوند،آن ها از کار کردن در بیرون لذت می برند اغلب آن ها کارهایی را که با دیگران به صورت نزدیک در تماس باشند را انجام نما دهند.
واقع گرا
مشاغل جستجوگری اغلب با ایده ها درگیر هستند و به مقدار زیادی تفکر نیاز دارد.این مشاغل می تواند درگیر تحقیق برای حقایق و شکل های مشکلات بیرونی از نظر روانی باشند.
شخصیت های جستجوگر علاقه دارند که در فعالیت هایی کارکنند که بیشتر با نظرات وتفکرات در ارتباط باشند تا فعالیت های فیزیکی.آن ها دوست دارند که روی حقایق و شکل مشکلات بیرون از نظر روانی کار کنند کارکنند تا ترغیب و رهبری کردن افراد.
جستجوگری
مشاغل هنری اغلب درگیر کار با طرح ها و الگوها هستند.ان ها اغب به خود افشایی نیاز دارند و این کار می تواند بدون پیروی از یک سری قوانین آشکار انجام شود.
شخصیت های هنری دوست دارند در فعالیت هایی کار کنند که با جنبه های هنری چیزها،از قبیل شکلها،طراحی ها و الگوها سرکار دارد.آنها دوست دارند خودشان را در کارهایشان افشا کنند(بیان کنند)آن ها محیط هایی را ترجیح می دهند که کار بدون پیروی از یک مجموعه واضحی از نقش ها می تواند اتجام شود را ترجیح می دهد.
هنری
مشاغل اجتماعی اغلب درگیر کار با ارتباط یا تدریس به مردم هستند.این مشاغل اغلب درگیر کمک با ارائه خدمات به مردم هستند.
شخصیت های اجتماعی علاقه دارند در فعالیت هایی کار کنند که با دیگران همکاری کنند و یادگیری و رشد شخصی خود را ارتقا می دهند . آن ها ترجیح می دهند که بیشتر با دیگران ارتباط داشته باشند تا این که یا اشیا ماشین ها و داده ها کارکنند.آن ها دوست دارند تدریس کنند،مشورت بدهند کمک کنند یا به عبارت دیگر در خدمت مردم باشند.
اجتماعی
مشاغل متهورانه اغلب شروع می کنند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید